Showing posts with label A-Z MOJ BOOK MAJOR PERSIAN POETS. Show all posts
Showing posts with label A-Z MOJ BOOK MAJOR PERSIAN POETS. Show all posts

Saturday, July 4, 2009

A-Z MAJOR PERSIAN POETS - X,Y

A-Z MAJOR PERSIAN POETS - V,W

A-Z MAJOR PERSIAN POETS - T,U

*FAROKH TAMIMI,ALSO:FARROKH TAMIMI,NEISHABUR 1312-1381,TEHRAN
POET AND TRANSLATOR
*FEREIDUN TAVALLALI
b. Shiraz,Iran 1298
d.Shiraz,Iran 1365
1919-1985

FEREIDUN TAVALLALI:
MARYAM:

    Around midnight, when
    Sallow and broken,
    The moon emerges from the east;
    Amid the darkness stands Mariam,
    Serene and white,
    Pensive and tryst.

    She awaits,
    The coquettish moon,
    To rise above the crest;
    She awaits the moon beams
    To undress her
    To bathe her breast.
    While the meadow rests, the zephyr
    The colorful flowers, bastes;
    As the night slumbers,
    Watchful Mariam's eye,
    Every sweet fragrance tastes.
    The moon,
    From behind the willows,
    Ever so slowly peeks;
    Eyeing here and yon,
    Serene Mariam,
    It stealthily seeks.
    Towards the far-off trees,
    The darkness of night,
    Takes to flight;
    Heart-broken,
    And steeped in dew,
    Slumbers the drunken night.
    Over the meadow,
    The moon glides effortlessly
    Silence reigns;
    From the branches issue,
    As Mariam bathes,
    Melodious strains.

فریدون توللی شاعر متولد 1298 شیراز
دوش ، از دل شـــوریده سـراغی نگرفتی
بر سینه ، غمی هشتی و داغی نگرفتی
ای چشـــم و چـراغ شب تاریک فریدون
افتــادم و دستـــم بــــه چراغـــی نگرفتی
پاییـــز دل انگیـــز سبک ســایه ، گـذر کرد
بر کـــام دلــم ، گوشــه ی باغی نگرفتی
دفتر اشعار: فریدون توللی

التفاصیل (۱۳۲۴)
رها (۱۳۲۹)
کاروان (۱۳۳۱)
نافه (۱۳۳۹)
پویه (۱۳۴۵)
بازگشت (۱۳۶۹

A-Z MAJOR PERSIAN POETS - O,P,Q

A-Z MAJOR PERSIAN POETS - M,N

*javadMOJABI




لینک ها




جواد مجابی


۱) ریحان

« کجایی تو یارا؟
نگارا کجایی؟
نگارا کجایی تو، یارا؟
کجا برده‌ای، می‌بری باز مارا؟
بگو تا کجا را؟»

سرسپرده‌ام با باغِ جنون بهار
از آن همه نسرین و سوری و سوسن
نمی‌یابم برقرار
            جز بی‌قراری‌ی دلم
جهان چه دیر است و آدمیان دور.

جشن ادامه دارد، امّا
اشک راه تماشا بسته
مستانِ مست
راهم می‌زند جنون
              در بی‌راهه‌های ناگاه
              به نغمه‌یی چه آسان رفتیم از دست
آفتاب بر صندلی‌ام نشست و
                                    ذوب شدم من
تا آتشِِ جهانِ کهن گردم.


۱۸ ژوئن ۲۰۰۳ ـ ماربی‌یا




۲) شب بهاری

ماه مرا رها کند
تا که به خانه‌ام رَسَم
خانه مرا رها کند
تا به کرانه‌ام رَسَم
                        در گذری به بی‌کران.
جادوی وقتِ بی‌امان
می‌بردَم سبک عنان
کی دیگر باز می‌رسد
بوسه‌ی من، لبان تو
                        در نقاشی های این جهان.
حوری خفته را نگر
عریان آن‌سوی آبی‌اش
خواب‌اش را برده خوش
                        در تهِ چشم کهکشان.
بازستان مرا دَمی
از این عصر مویه‌گر
بازم خوانف مرا ببر
بنشان در پیش‌ات ای قمر
                        در آغوشم گیر یک زمان.
شادی غایب از نظر!
جانا
در این عمر در به‌در
این بارم رها مکن
که بهانه‌ام توای
            بازآ در دلم بمان

nematMIRZAZADEH,AZARM,javadMojabi,hamidMosadegh,fereydunMoshiri,manuchehrNeyestani
nematMirzazadeh

 ,...

*MOHAMAD MKHTARI

*HAMID MOSADEGH   حمید مصدق
.....



fereidun moshiri,a major persian poet,and a line from  his famous poem: kucheh/alley
http://www.mojbook.blogspot.com/

*FEREIDUN MOSHIRI   فریدون مشیری
b 30 Shahrivar 1305/21 Sep 1926,Tehran
D 2 Aban 1379,Tehran
Editor,poetry page,Roshanfekr Weekly
OEUVRES:
Unfound=Thirsty for storm,1334
Sin of the sea,Nil 1335
Cloud=Cloud and alley,Nil 1345
Believe in spring,1347
Fly with the sun,Safialishah 1347
Of the land of peace,
From silence
Pearl of love,Cheshmeh1365
Ah rain,Cheshmeh 1367
The most pleasant
Selected poems(Bargozideh),Bamdad 1349
Selected poems(Gozineh),Morvarid 1346
*Poem:
.....
Left in gloomy grief,That night and other nights
And did not look for vexed lover
And not passed that alley either
But without you
How I passed that alley
from:ALLEY.a long poem
بو ی باران
بوی سبزه
بوی خاک
شاخه های شسته
باران خورده پاک
آسمان ابی و ابر سپید
برگ های سبز بید
عطر نرگس
رقص باد
نغمه ی شوق پرستو های شد
خلوت گرم کبوتر های مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه  های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال افتابان دریغ از تو اگر چون گل
نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم مسازد آفتاب
ای دریغ از ما دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه ی غم  را به سنگ
هفت رنگش می شود  هفتاد رنگ
هفت رنگش می شود هفتاد رنگ
faramarz soleimani:run with hurdle   دو با مانع introduction with selected and unpublished poems of manuchehr neyestani,tehran 1369,cover

*منوچهر نیستانی   MANUCHEHR NEYESTANI
b Kerman 1315/1935
d Tehran   1360/۱۹۸۲
BS,Tehran University
تو بی مضایقه خوبی که با منی ، ای دوست
از : دیروز-خط فاصله
You are unsparingly so good who are with me ,O friend !
from: yesterday - hyphen
فرامرز سلیمانی: منوچهر نیستانی بیدار خاموشی است که گرمای اشکش در سپیده ی تنهایی پیوسته با ماست .همراه این در یغ که چرا بیداران خاموشند ... منوچهر نیستانی در خطه ی فکر های خیامی است و از مرگ اندیشی قوی بر خوردار .شعر ش تلخ است .ادعا نامه یی پر طنز است و تفی به صورت زندگی  پرت پست پوچ  که هیچ است و بر سر هیچ ،های و هویی ..خیال مرگ است در نز ع که خود خالی ی بی سخنی است . شاعر  یغما زاده ی سال و ماه از دست داده یی است که با بغض شکسته در گلو ،گرفتار کابوس زوال است و راستی که چه مایه از آرزو با اوست ؟ او نماینده ی نسلی از شاعران ،بل نماینده ی نسل هایی است که اسیر توطیه ی خائنانه ی دستگاه های حکومتی شدند .دستگاه هایی که تمام کوشش شان صرف ویران کردن ذهنیت های خلا ق و خالقان فرهنگ ایرانی بود
از: شعر شهادت است
صفحه ۱۳۲ و صفحه 127
OEUVRES:
جوانه ۱۳۳۳
خراب ۱۳۳۷
۱۳۵۰ دیروز خط فاصله
گل او مد بها ر او مد۱۳۴۷ ،برای کودکان
خارستان،دیوان ادیب قاسمی کرمانی
دو با مانع,گزینش و مقدمه فرامرز سلیمانی ،۱۳۶۹
از کتاب های چاپ نشده :
مادر من که شعر های پس از دیروز خط فاصله است
یادداشت هایی بر کناره کتاب،گردشی در دیوان های شعر
مقدمه یی بر مقدمه ی متون کهن فارسی
...
manuchrNeyestani and his son tukaNeyestani
ا ینک ان عاشق  وا ر:
به شب
شبا نه ی دیگر
ز شهر می رفتیم
ستارگان مشایع بودند
ستارگان قد یم
فراز آمده از شهر پاک ابی ی خود
و فوج فوج
که از اوج شب نظاره کنان
کبوتران برفی بودند
سپید پوشان ارواح رفته گان
 به ما نگران
و اهتزاز پر اندوه دستمال سفید
و اشک هاشان باران نور و مروارید
جواهری که نثار من و تو می کردند
ولی تلالو لبخند تو جواهر من
و اشک شوق تو از هر ستاره بهتر من
تو حیف گفتی بازار
 مردم شیراز
چه قصه هایی
 گفتم
و اشک اشک تو باز
در ان سفینه جادو مسافران من و تو
و روز ها و شبان بی تسلسل معهود
و ان سفینه ی کوچک تمام دنیا بود
دو تن خدا ابدی حکمران در ان من و تو
 و دور
دور ز دوزخ ز دیگران من و تو
و ما گذشتیم آرام
و کوه های کریم رفیع رنگارنگ
ز گل ز سنگ گذشتیم و باغ ها گلسنگ
و از دماغه ی امید نیک نیز گذشتیم
ز خویشتن ز  هزاران  چیز گذشتیم
و ز ان بهشت که در او خدای معجزه گر
که قلب تازه بکارد درون سینه ی ما
من و توییم و شب دیگر و سفینه ی ما...
   

A-Z MAJOR PERSIAN POETS - K,L



*SIAVOSH KASRAI,TEHRAN ,also SIAVASH
1305-1374/1926-1995 WIENNA,AUSTRIA
.....(in progress)
*JAFAR KUSHABADI
b.TEHRAN 1320/1941
d.2 BAHMAN 1388/--,TEHRAN
...(IN PROGRESS)
*ABOLGHASSEM LAHUTI
See More:www.faramarzsoleimani.blogspot.com/102009/abolghasem lahuti
.....(in progress)

mahmud kianush,persian poet,writer ,children writer, translator and journalist
http://www.mojbook.blogspot.com/

*MAHMUD KIANUSH,POET,WRITER,TRANSLATOR
b.12 SHAHRIVAR 1313/3 SEPTEMBER 1934,MASHAD
Married to Pari Mansuri,writer
EDUCATION:
B.S.,English language and literature,Tehran University
Editor-in-Chief,SADAF and SOKHAN literary journals
OEUVRES:
Hall
Blossom of surprise,1334-1338/1955-1959
Simple and sad
moon and fish in the spring of wind
Screech owl
Fatigue water
A chained man(story)
Saness and a story(story)
Nobody was there(story)
Word and silence
Book of friendship,London
Review of Persian poetry and prose,London
Children Poetry in Iran
Children of the world
Modern Persian Poetry
also TRANSLATIONS:
more than 23 books from Steinbeck,Lawrence,O'Neil,Wright,Cavafi,Becket
Japan,India,Africa,Black poets,and...

I look at the colors
At green,red,blue
At yellow
I look at all the colors
And only see white
from POEM:WHITE
BOOK:BLOSSOM OF SURPRISE

A-Z MAJOR PERSIAN POETS - I,J




*BIJAN JALALI,
Poet
b.Tehran,30 Aban 1306
d.24 Day 1378,Tehran
OEUVRES:
Days
Our heart and the world
Color of waters
Water and sun
Play of the light,selected poems by Shapur Bonyad
Dailies
About poetry
Visits

A-Z MAJOR PERSIAN POETS - G-H

G
گلچین گیلانی،دکتر مجدالدین میر فخرایی 
b 1287 Rasht 
d 1351/1972 London
گلچین گیلانی در سال ۱۳۱۱ برای ادامه تحصیل ابتدا به فرانسه و سپس به لندن رفت و ادبیات و آنگاه پزشکی خواند و دکترا گرفت و به کار پرداخت ،و در همانجا در گذشت.
شعر باران مشهور ترین کار است  
OEUVRES:
مهر و کین ،لندن ۱۹۴۸
نهفته ،لندن ۱۹۴۸ 
گلی برای تو،خوارزمی،تهران ۱۳۵۲؟

...


H

محمد حقوقی     mohamadHOGHUGHI,ESFEHAN 1316/1937-1388/2009 ESFEHAN
(see:www.faramarzsoleimani.blogspot.com/mohamad-hoghughi-is-here)
BS,Farsi literature,Daneshsarayeali Tehran,1340
OEUVRES:
زوایا و مدارات ۱۳۴۸،
فصل های زمستانی ۱۳۴۸
شرقی ها ۱۳۵۱ 
شر نو از آغاز تا امروز ،جیبی ۱۳۵۱،چ ۲:۱۳۷۱ نشر روایت ،۲ مجلد 
با شب با زخم با گرگ ۱۳۵۷
گریزهای ناگزیر 
خروس هزاربال ۱۳۶۸ 
شب ما نا شب ۱۳۷۰
شعرزمان ما :نیما،فروغ ،شاملو،اخوان، ...
حقوقی در کتاب ارزنده اش : شعر نو از آغاز تا امروز ،در تعریف شعر که به تصویر تعبیر می کند ،آن را با
عنا صری
همچون تشبیه و استعاره ،ابهام، شخصیت بخشیدن به اشیا و حس امیزی شناسایی می کند .او همچنین با بر شمردن مختصات عمومی تر به انتخاب ۴۶ شاعر از میان هزاران شاعر می پردازد و ضمن تحلیل کار آنان به ارائه نمونه هایی از این اثا ر می پردازد .کتاب حقوقی به عنوان اثری کلاسیک در شناخت شعر امروز و شاعران این قرن  به شمار می ر ود و به ویژه از مقدمه ی روشنگرانه یی بر خورداراست .

*hassanHONARMANDI   حسن هنرمندی
b. Sari 1307(also mentioned: Taleghan,Tehran) ,grew up and educated in Sari,Mazandaran
d.by suicide,Paris,France 25 september 2002/3 Mehr 1381(26 Shahrivar?)
Ph D in comparative literature,Sorbonne,پارس
شعر سیاه و پارانوییک حسن هنرمندی دیری نپایید زیرا شاعر به سوی پژوهش های ادبی رفت و کوشش او در
سا ختن مکتب سخن بیشتر به تجربه های نخستین شعر نیمایی محدود ما ند .از  سوی دیگر هنرمندی پلی گسترده میان ادبیات فارسی و فرانسه زد و افزون بر تحقیق در این ز مینه ها ،بسیاری از ترجمه های آغازین ادبیات فرانسه از شاعرانی همچون مالارمه،بودلر،ورلن ،رمبو ... به فارسی کار اوست.
OEUVRES:
هراس ۱۳۳۷
۱۳۵۰ گزیده شعرها

حسن هنرمندی 
هراس 
شب ها چو گرگ در پس دیوار روزها 
آرام خفته اند و دهان باز کرده اند 
بر مرگ من که زمزمه صبح روشنم 
آهنگ های شوم کهن ساز کرده اند 
.
می ترسم از شتاب تو  ای شام زودرس 
می ترسم از درنگ تو  ای صبح در یاب 
می تر سم از درنگ 
می ترسم از شتاب 
.
من هم شبی به شهر نو ره جستم ای هوس 
من هم شبی به جام تو تر کردم ای گناه
زا ن لب هزار ناله فرو خفته در سکوت 
زا ن شب هزار قصه فرو مرده در نگاه 
.
می ترسم از سیاهی شب های پر ملا ل 
می ترسم از سپیدی روزان بی امید
می ترسم از سیاه 
می ترسم از سپید 
.
می ترسم از نگاه فرو مرده در سکوت 
می ترسم از سکوت فرو خفته در نگاه 
می ترسم از سکوت 
می ترسم از نگاه 
می ترسم از سپید 
می ترسم از سیاه 



A-Z MAJOR PERSIAN POETS - E,F

forugh farokhzad
modified 2.7.2012
*FORUGH FAROKHZAD, فروغ فرخزاد
1313/1934-1345/1966

*FREIDUN FARYAD,also FREIDUN RAHIMI
فریدون رحیمی،فریدون فریاد
Iranian poet and translator
immigrated to Athen,Greece 1985



b Khoramshahr 1327/1948
d.Athens, Greece   Feb 2012/  Bahman 1390
OEUVRES:
Milad Nahang/Birth od Whale,Loh 1357/1978
Shaer Javan,Bidaran 1358/1979
Hedieh ye khuban,Tr;Freidun Faryad,Kanun parvaresh fekri kudakan va nojavanan
Yanis Ritsus:Taghvim Tabeid,  69
Yanis ritsus: Zaman Sangi 1382
Antonis Samarakis:Nafas va dastan haye digar.82
Khabhayam por az kabuter va babadak ast,  1988
Asman bi gozarnameh,  1991/Heaven Without Passport,81 poems with introduction of Yanis Ritsus
jeff rumber?:greek mythology,?
آفتاب از پس کوهی بی نام 
عا میانه 
می تابد 
و درختان سیب 
تمامی دانش شوخ خویش را 
به زمین می بخشند 
و من در سرخی و خون 
سبز می شوم :
اگر شب هست
هم از آن پیش تر 
آفتاب بوده است 
Freidun Faryad:milad nahang,p 175 
By inmmigration to Greece in early 1980'S,Freidun Faryad spend most of his time to translate Yanis Ritsus and Greek poetry,He also translated Persian classical poetry into greek,with works of poets such az,Atar,Ferdosi,Khajo and...

*HUSHANG EBTEHAI , SAYEH,سایه، هوشنگ ابتهاج
b.RASHT,IRAN,6 ESFAND 1306/FEB 25,1927
بسترم
صدف خالی یک تنهایی ست
و تو چون مروارید
گردان آویز کسان دگری
MY BED
IS THE SHELL OF A SOLITUDE
AND YOU
ARE A PENDANT OF OTHER ONES
H.A.SAYEH,HUSHANG EBTEHAJ:
OEUVRES:
.....

A-Z MAJOR PERSIAN POETS - C,D






ALI AKBAR DEHKHODA,also DAKHO ( meaning : dehkhoda )
علی اکبر  دهخدا ، دخو
b Tehran,sangelaj /1879/1257
 d Tehran 7 Esfand 1334/  Feb 1956
OEUVRES:
Persian Dictionary   لغتنامه دهخدا 
     Provrbs and Mottos   امثال و حکم
Collected Poems   دیوان دهخدا
Dehkhoda Essays   مقالات دهخدا 
چرند پرند 
تصحیح متون کهن
Sur Esrafil   دوره سور اسرافیل

 تمبر یادگاری دهخدا ...روزنامه سو ر اسرافیل 

A-Z MAJOR PERSIAN POETS - B

* HUSHANG BADIEH NESHIN
1314-1358
*SHAPUR BONYAD,also SHAPOUR BONYAD
b.1326,SHIRAZ
d.12 BAHMAN 1378/FEB1,2000

A-Z MAJOR PERSIAN POETS - A

life&poetry of manuchehr atashi
mojbook.com
manuchehr ATASHI
see also:www.faramarzsoleimani.blogspot.com/manuchehr atashi-is-born-and-burnt
منوچهر آتشی

 زندگی‌نامه خود را چنین شرح داده‌است:
«دوم مهرماه ۱۳۱۰ در روستای به نام «دهرود» دشتستان جنوب متولد شدم، خانواده ما جزء عشایر زنگنه کرمانشاه بودند که در حدود ۴ نسل پیش به جنوب مهاجرت کرده بودند.
نام خانوادگی من به دلیل اینکه نام جد من «آتش‌‏خان زنگنه» بود «آتشی» شد، پدرم فردی باسوادی بود و به دلیل علاقه‌‏ای که سرگرد اسفندیاری که در جنوب به رضاخان کوچک مشهور بود، پدرم را به بوشهر انتقال داد و پدرم کارمند اداره ثبت و احوال بوشهر شد. در سال ۱۳۱۸ به مکتب‌خانه رفتم در همان سال‌‏ها قرآن و گلستان سعدی را یاد گرفتم ولی به دلیل شورشی که در آن شهر شد سال دوم را تمام نکرده بودم از کنگان به بوشهر رفتم و در مدرسه فردوسی بوشهر ثبت نام کردم و تا کلاس چهارم در این مدرسه بودم و در تمام این دوران شاگرد اول بودم و کلاس پنجم را به دلیل تغییر محل سکونت در مدرسه گلستان ثبت نام کردم. کلاس ششم را با موفقیت در دبستان گلستان به پایان رساندم، در این سال‌‏ها بود که هوایی شدم و دلم برای روستا تنگ شد و با مخالفت‌‏هایی که وجود داشت دست مادر دو برادر و خواهرم را گرفتم به روستا بازگشتیم و در چاهکوه بود که با عشق آشنا شدم و اولین شعرهایم نیز مربوط به همین دوران است.
البته مساله علاقمندی من به شعر و شاعری به دوران کودکی‌‏ام باز می‌‏گردد خیلی کوچک بودم که به شعر علاقه‌‏مند شدم، اما اولین تجربه عشقی در چاهکوه اتفاق افتاد او نیز توجهی پاک و ساده دلانه به من داشت، آن دختر خیلی روی من تاثیر گذاشت و در واقع او بود که مرا شاعر کرد. شاعر مجموعه «آواز خاک» در ادامه با بیان این نکته که در آن سال‌‏ها ترانه‌‏های زیادی سرودم و به دلیل نرسیدن ما به هم و ازدواج آن دختر با مرد دیگر و سرطانی که بعدها به آن دچار شد رد پایی این عشق در تمام اشعار من به چشم می‌‏خورد. پس از آن به بوشهر بازگشتم و دوره متوسطه را در دبیرستان سعادت به پایان رساندم, در آن سال‌‏ها بود که اشعارم را روزنامه‌‏های دیواری که در این مدرسه درست کرده بودیم منتشر می‌‏کردم و حتی در این سال‌‏ها در چند تئاتر نیز نقش‌‏هایی ایفاء کردم. او در ادامه با بیان این نکته که پس از اتمام دوره دبیرستان به دانشرای عالی راه پیدا کرده‌است و به عنوان معلم مشغول به تدریس شده, گفت: در همین سال‌‏ها اولین شعرهایم را در مجله فردوسی منتشر کردم و این شعرها محصول سرگشتگی در کوه‌‏ها و دره‌‏هاست که به صورت ملموس در اشعار من بیان شده‌‏اند. آشنایی با حزب توده تاثیرات بسیار زیادی بر آثار من گذاشت و شعرهای زیادی برای این حزب با نام‌‏های مستعار در روزنامه‌‏های آن روزها منتشر کردم و حتی در ۲۹ مرداد پس از کودتا در ایجاد انگیزه به کارگران برای شورش نقش بسزایی داشتم, ولی با مسائلی که برای حزب به‌‏وجود آمد، از این حزب فاصله گرفتم و فعالیت جدی سیاسی من به نوعی پایان یافت. من تاکنون دوبار ازدواج کرده‌‏ام که هر دو بار که بی‌‏ثمر بوده‌است، همسر اولم با این که دو فرزند از او داشتم (البته پسرم مانلی به دلیل بیماری که داشت فوت کرد) به دلیل اینکه من حاضر نشدم با او به آمریکا بروم از من جدا شد و دخترم شقایق نیز در حال حاضر در آلمان وکیل است. در سال ۱۳۶۱ ازدواج دیگری داشتم که آنهم به انجام نرسید و یک دختر نیز از این ازدواج دارم.
فعالیت‌‏ام را با آموزش و پرورش آغاز کردم البته شغل‌‏های متعددی را تجربه کردم، مدتی با صدا و سیما همکاری داشتم، مسئول شعر مجله تماشا بودم، مشاور ادبی نشریات و انتشارات مختلف بوده‌‏ام و در حال حاضر نیز در نشریه کارنامه مشغول هستم. من با این سن ام هیچ کتابی نیست که در حوزه فعالیت‌‏ام ناخوانده مانده باشد، اگر کسانی که به شعر علاقه‌‏مند هستند و حس می‌‏کنند قریحه شعری دارند به سراغ شعر بروند و گرنه به دنبال شعر رفتن کاری عبث و بی هوده‌است.
*AHMAD REZA AHMADI

قصر را بوریای من فرش کرده بود

همراهان ملکه ی پروانه ها در آواز، نامت را شستند
آواز را چراغان کردم
تنهایی وسیع شد
.جمعیت تو را تفسیر کرد
.آواز بهارهای قصر در جمعیت گم شد


در غروب قصر
پند سکرآورت
آدمیان بیان نشده را
.در گل های نسترن زنده کرد


ما در یک هنگام
در لباس های تابستانی یکدیگر را صدا زدیم
.و یکدیگر را دوست می داشتیم


ما خبر آمدن بهار را
.برای نخستین بار از پشت شیشه های وصف شنیدیم


ای یقین نشسته در این آفتاب زرد
.بگذار من این صبح آبی را جشن بگیرم
تخت روانم را بیاورید
.تا بر ابرهای این جنگل برانم


قصر را
بوریای من
.فرش کرده است




مهدی اخوان ثالث
١٣٠٧ سیزدهم اسفند ،مشهد ،خراسان ، ایران
١٣٦٩/١٩٩٠چهارم شهریور ، تهران

Monday, June 29, 2009

MAJOR PERSIAN POETS

COMING SOON !

A TO Z MAJOR PERSIAN POETS
BY : MOJ BOOK

- BIO
- BOOKS:OUVRES&TRANSLATIONS
- BOOKLETS : TRANSLATIONS ,LITCRITS ON OTHERS' WORK,CHILDREN BOOKS
- BOOK MARKS:REVIEWS & LITCRITS ON WORKS
- BOOK ENDS:SAMPLE OF WORKS

manuchehr ATASHI